خرید بک لینک
با خودم فکر میکنم چرا خدا مار افرید

و بیشتر به این نتیجه میرسم حوصلش سر رفته بوده

+حالا خوب یا بدش من کاری ندارم ولی کمکمون کن

حداقل هممون به یه اندازه خوشی داشته باشیم


+ |پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ | 18:44 | |

برچسب: دونه,برنجی, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

بعضی وقتا میشینم با خودم فکر میکنم مبگم کاش همون ادمی که کل روز منتظرم مونده بود زیر افتاب تا چند لحظه منو ببینی میموندییا اونی که لب ساحل بزرگ با صدف اسمم نوشته بودی و چند روز صدف جمع میکردی یا اونی که یهویی کتاب میفرستادی و میگفتی بخون یا اونی که با اخم نگاه کردی و گفتی قران که رو زمین نمیزارن یا اونی که وقتی واسه پنج دقیقه کنارت وایسادم انگار خوشبخت ترین دختر دنیام و با شوق داشتم نگات میکردم و

برچسب: دوست, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

وقتی ضدحال میخورم تو ضدحال نخوردی تو خودت میدونستی درست عمل نکردی درست نخوندی تو زیر قولت زدی همه حرفات با خودت نادیده گرفتی پس نتیجه ایی جز این انتظار نبود 768 باید از این عدد بگذرم؟ باید رهاش کنم؟ نمیدونم ولی من ناامید نیستم من قدرتمو حس میکنم +چقدر چشم زدیم من دانشگاه اونجا قبول شم و نشد چقدر باهم درس خوندیم چقدر حرص میخوردیم حالا قبول میشم ولی نمیام دیگه دلم به اونجا نیست میگذرم ازش

برچسب: دیگه,گذشت, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

سکوت

ارامش

نسیم

من

تنها

تنها

و تنها

+جزیره

برچسب: متاسفم,دیگر,زمین,نخواهد, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

میگن امشب شهاب بارونه و تو نظرم میگم حتمن ارزو براوره میشه

ایا؟

برچسب: تورو,ارزو,نکردم, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

پشت دیوار وایسادم و نگات کردمبزرگ شده بودی مرد شده بودی عین اون روزا پر شور و هیجان نبودی اروم و سر سنگین وایساده بودی ولی چشمات همون شور داشت همون برق دلممیخواست بیام جلو نزدیک ترت باشم ولی ترسیدم من نشناسی ترسیدم بی تفاوت باشی دوست دارم لعنتی یه دختر بچه تو قلبم هنو عاشق اون پسر بچه بیست سالس +تقصیر کی بود؟ + |چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ | 0:25 | |

برچسب: اروم,معلوم,اروم,اروم, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

بعضی از نظراتتون خیلی جالبه...

برچسب: نظرات, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

رفتم براش کامنت گذاشتم میشه ادرس این وبلاگ بدین به من؟میدونم خودشه میخواد من نفهمم اونه وبش حذف کرد میدونستم عاشق ادرس وبلاگشه اول خودم برداشتم بعد حذفش کردمبعد پشیمون شدم رفتم سراغش دیدم خودش گرفته ولی من وبلاگ میخوام چیکار؟ اگه یه دلداه عین من باشین میفهمین الان موضوع اصن وبلاگ نیست موضوع اینه تویه خط بنویسی براش به عنوان یه غریبه و اون بخونه به همین راضی،شدم به همین که بخونه یکی گفته ادرس وبلا

برچسب: تنها,دوست,مردیست,شاید,سایه,باشد, نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:40

صفحه بندی